زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــــی
گاهی گریه ست
گاهی خنده
گاهی بازنده ای
گاهی برنده
زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــــی
گاهی عشق
گاهی نفرت
گاهی امید
گاهی حسرت
گاهی افتادن و موندن و بریدن
گاهی وقتا پر گشودن وپریدن
زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــــی
مثل یه سقفه
تو هجوم بی پناهی
زندگــــــــــــــــــــــــــــــــی عشق و محبت
کندن از مرگ و تباهی
زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــــی مثل یه جنگه تنها جنگی که قشنگه
تو نبرده زندگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی عشق حکم تفنگه
نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 21:9 موضوع | لينک ثابت
سلام
خوبین؟!
از همه ممنون بهم سر میزنین ![]()
باور کنین الان حس هیچی رو ندارم...امتحانا از یه طرف...این انتخاباتو......اینترنت پر سرعتم هم قطعه...به وقتش به همتون سر میزنم و جبران میکنم...همتونو دوست دارم![]()
بای
نوشته شده توسط امیرعلی در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 1:25 موضوع | لينک ثابت
نوشتم از عشق با دلي خسته و شكسته
گفتم از عاشقي با غمي در دل نشسته
ندانستي و رفتي ز برم
نفهميدي و رفتي از رهم
من تو را خواستم و تو كسي ديگر را
واي بر من كه نمي دانم اين تقاص كدامين گناه است
خدايا به تو مي سپارمش تا ابد
از تو مرگ مي خواهم تا ابد
لحظه ها بي تو هرگز نمي گذرند و تمام نمي شوند
هر ثانيه چند ساعت است و هر روز چند ماه
قلبم گرفته ديگر توان نفس كشيدن ندارم
كاش هرگز قصه من و تو تمام نشود...

نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 0:54 موضوع | لينک ثابت
گاهی وقتا دستها جوری بهم گره میخوره که نمیشه از هم تشخیصشون داد
یکی لای دیگری
انگشتی کنار انگشت دیگر
لطیف - گرم - با احساس
دستی روی بازو
آغوشی کنار آغوش
دستانی برای نوازش - نوازش گونه ها - نوازش موها - نوازش دستها
گاهی آدم جوری احساس عظمت - آرامش - بزرگی و افتخار میکنه
که حتی نمیفهمه کی شروع شد - کی رسیدیم ....

نوشته شده توسط امیرعلی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 2:23 موضوع | لينک ثابت
مگه اینجا میدون جنگه که میگی تسلیم نمیشم؟؟!!
چی؟؟نیست اره خوب راس گفتی اینجا جنگی نیس اما من میگم گاهی وقتا میتونی با خودت درگیر شی...شدید...درگیری؟؟اره خوب من حسمو میخوام بهت بگم که یه درگیریه...شدید...با دلم...خیلی داغونم تیر خوردم...تیر تنهایی...داره زجرم میده.آخخخ...همش میخوام یکیو صدا کنم بیاد به دادم برسه...یکی ی ی ی ...جواب نمیده...همش میخوام بگم...اما حرفي نمیزنم فقط سكوت میکنم و تماشا میکنم........ آخه تا کی؟؟نه...نه.تسلیم نمیشم میخوام عاشق بمونم...عاشق تنهایی...عشق تنهایی...
مي شه گاهي عصباني بود از خود يا ديگري
مي شه گاهي ناراحت بود و غمگين
مي شه دو دل بود و بر سر دو راهي ترديد ماند
اما من میگم میشه حرفي نزد فقط سكوت كرد و به تماشا نشست...
نمی دانم چرا دلم می خواهد امروز این شعر را بنویسم :
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها
نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار ای عاشق دلگیر....
از همین جا و تا همین جا بس است.
همین

نوشته شده توسط امیرعلی در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 23:29 موضوع | لينک ثابت
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنشه، چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري...

فراموش کردن کسی که دوستش داری ، مثل به خاطر آوردن کسی یه که هرگز نمی شناسیش
نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 2:37 موضوع | لينک ثابت
بنویس...
بنویس از سرخط بنویس که دلت دیگه به یاده اون نیس...
بنویس که بدونه, وقتی نباشه دیگه دلت خون نیس...
دیگه گریه نکن آخه اشک تو باعث شادیه اونه...
دیگه به پاش نسوز آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه...
اگه میخواست میموند,حالا که رفته غصه اش رفته ز یادم...
اگه پیشم میموند میدید جز اون به هیشکی دل نمیدادم...
اونی که گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده...![]()

نوشته شده توسط امیرعلی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 22:8 موضوع | لينک ثابت
امشب تب تو دارم تو سینه باز
نفسام داره حبس میشه ای وااای
ای کاش میگرفتی دستمو یک بار
می نوشتی روی این دیوار...دلت منو می خواد
اشکام شده همدم تنهایی شبهام...
بوی غم به خودش گرفته حرفام...حرفام...
تنهام...کاش بودی پیشم تنهام
بی تو تنهام...

رفتی...رفتی نیسی ببینی بی تو تنهام
سرد و تاره بی تو شبهام...
می دونم اینجا هستی اما جسم سردت نداره گرما...
هنوزم حتی بعضی وقتا می پیچه تو گوشم بعضی حرفا...
اشک چشمام می ریزه اما...
نوشته شده توسط امیرعلی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ساعت 22:24 موضوع | لينک ثابت
حرف دلم

ازم نخواه با تو بمونم / تو هیچی از من نمی دونی / اگه بگم راز دلم رو / تو هم كنارم نمی مونی...
فهرست اصلي
دوستان
بی تو تنهاترینم
مرداب سرنوشته المیرا
نمی ذارم دنیا اینجوری بمونه...
کلبه دوستانه
2khtare hamishe tanha
دل نوشته ها
آفاق
بهترین آموختنی ها وسرگرمی ها
حسرت برای روزهای از دست رفته ی افسوس
بهار اشعار سهیلا
غمین
وخدایی که در این نزدیکیست....
(¯`.ღبوسه ღ.´¯)
ღღتنهایی...ღღ
عشق نازنین
ღღFor youღღ
*.¸.*´loving kindness*.¸.*´
عشق تو
کارت پستالهای فوق العاده
عاشقانه
تنها ترین گل تنها یاسمن
کلبه دوستانه
HESSEH HAFT
خدا ازت دلگیرم
((سرزمین عشق))
sahele daroon
سوگند
حر ف های رکیک
دفتر تقدیر عشق
بچه های آزاد مشهد
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
POWERED BY